ايرج افشار

266

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

احوال عالم اساس آن را از خللى خالى تصوّر نتواند كرد . و از حضرت ايزد ذو الجلال متعال - جلّ جلاله و عمّ نواله - مأمول آن‌كه صحيفهء حال اين و داد بر تجدد روزگار ليل و نهار از غبار تغيير آمن بود / 404 / و در سلك اين امر اصيل تفرّقى و تبدّدى راه نيابد و شجرهء طيبهء يگانگى به ثمرهء انصاف به صفت رسالهء اصله تحت الثرى و سمائه الى النجم فرع لا ينال طولك ، مزيّن گردد . اگرچه بسبب موانع و عوايق اجتماع و اختلاط اجسام اتفاق نيفتاده اما ارواح را همه وقت لطف محاوره و حسن مؤانست نصابى كامل و نصيبى شامل حاصل است ، و المسافة لا تحجب النفوس . هذا باب . ديگر مقرّر ضمير حق‌پذير سلطان الاسلام فرمان‌ده آفاق - وفقه الله تعالى لما يحب و يرضى - گردانيده مىآيد كه ارباب مكنت و اصحاب حشمت كه ايزد - تعالى و تقدّس - به مقتضى « يختص برحمته من يشاء » ايشان را از ساير خلايق به زيادت قدرت شرف اختصاص ارزانى داشته و به كرم عميم و احسان قديم خويش حلّ و عقد امور مصالح كافهء عالميان [ را ] به دست ارادت ايشان سپرده ، واجب و لازم است كه براى اداى شكر نعم نامتناهى الهى - تعالى علاؤه و توالى نعماؤه - همّت و نهمت بدان مقصور دارند كه به مساعى مشكورهء ايشان رايات اولياء دين محمّدى منصور و اعلام اعداء ملّت احمدى منكوس و مقهور گردد ، و هرروز رياض شرايع نبوى از خنجر آبدار ايشان زيادت نضارت پذيرد . و از براى اتمام اين امر دينى به موجب « المرء كبير باخيه و سنشدّ عضدك باخيك » در ائتلاف قلوب و موافقت ضماير يكديگر سعى واجب بينند و معاونت و مظاهرت يكديگر [ و ] پرداخت آن جملگى [ را ] واجبات دانند . غرض از ترتيبات اين مقدمات باينه آن‌كه / 405 / چندگاه است كه بعضى از كفره بر ثغور خراسان و نواحى آن و بعضى از سرحدها [ ى ] ولايت سند كه نسبت به ملك هندوستان دارد دست تعرّض يافته « 1 » و مسكن و مأوا ساخته و بسبب آن‌كه سلاطين ماضيه را - اسكنهم الله فى جنّات النعيم - بنابر مقادير آسمانى موانع پيش آمده و ترتيب و تدبير دفع آن كفره از آن اراضى ميسّر نگشته ، تا اين زمان اثر ضرر

--> ( 1 ) . اصل : بدون نقطه در حرف اوّل ، شايد : آخته .